tisdag 18 augusti 2009


سخنرانی مهم آیت‌الله العظمی صانعی
حکومت از گورستان و مرده‌ها هم می‌ترسد
سه شنبه، ۲۷ مرداد، ۱۳۸۸

آیت‌الله یوسف صانعی از مردم خواست از رسانه‌هایی که «دروغ» می‌‌گویند فاصله بگیرند و فکر خود را «اسیر اطلاعات غلط» نکنند. آقای صانعی که در اجتماع تعدادی از نخبگان استان گلستان سخن می‌گفت، افزود که مردم باید مراقب باشند که «استثمار فکری» نشوند. این مرجع تقلید شیعه اظهار داشت: «معلوم است که چه کسانی از آگاهی ملت می‌ترسند و از اینکه یک یا چند نفر با یکدیگر تماس بگیرند به هراس می‌افتند، حتی اگر در گورستان باشد. مگر گورستان بانک است که می‌ترسید آن را آتش بزنند؟»آقای صانعی از مردم خواست که رسانه‌های «دروغگوی دیداری و شنیداری» را شناسایی کنند و «به حرف‌های آنها گوش ندهند، مبادا که تحت تأثیر اخبار کذب آنان قرار بگیرند.» این مرجع تقلید در بخش دیگری از سخنان خود، باردیگر از برخورد‌ها با معترضان به نتیجه انتخابات انتقاد کرد و گفت که «اسلام با خشونت مخالف است، با شکنجه و تحذیر هم مخالف است.» در ایران بیش از دو ماه است که اعترا‌ض‌ها به نتیجه انتخابات ادامه دارد. مقام‌های جمهوری اسلامی برای برخورد با معترضان تاکنون چهار هزار نفر را بازداشت کرده‌اند که گفته شده بیش از ۹۰ درصد از آنها آزاد شده‌اند.در جریان این اعتراض‌ها در هفته‌های نخست اعلام نتیجه انتخابات، با دخالت پلیس و نیرو‌های لباس شخصی ده‌ها تن کشته و زخمی شدند.
در حال حاضر تعداد قابل توجهی از معترضان و فعالان سیاسی اجتماعی که در حوادث اخیر بازداشت شده‌اند در زندان به سر می‌برند و بنابر اعلام سازمان‌های مدافع حقوق بشری و برخی احزاب اصلاح‌طلب، برای «گرفتن اعتراف» تحت شکنجه هستند. برخی مراجع تقلید شیعه همچون آقای صانعی تحت فشار قرار دادن افراد برای «اعتراف‌گیری» را «حرام» اعلام کرده و اعتراف متهمان را «فاقد اعتبار» دانسته‌اند. آیت‌الله صانعی بار دیگر تاکید کرد که «تخلیه اطلاعاتی افراد در بند و اقرارگیری از آنان خلاف شرع و حرام است.» این مرجع تقلید شیعه گفت که درد امروز جامعه ایران «زندانی شدن فرزندانمان و مسائلی که در بازداشتگاه‌ها و زندان‌ها رخ می‌دهد» است. آقای صانعی از مردم خواست که رسانه‌های «دروغگوی دیداری و شنیداری» را شناسایی کنند و «به حرف‌های آنها گوش ندهند، مبادا که تحت تأثیر اخبار کذب آنان قرار بگیرند»به گفته آقای صانعی «درد آنجایی است که اقرارها با تجرید گرفته شده باشد، درد آن جایی است که نمی‌گذارند مادری سر قبر عزیزش فاتحه بخواند. درد این است که انسانی را بگیرند و بکُشند و بعد بگویند مننژیت گرفته است یا بگویند در زندان در اثر مرض مسری فوت کرده است.» اشاره این مرجع تقلید به سخنان دو هفته گذشته اسماعیل احمدی‌مقدم رئیس پلیس ایران است که گفته بود برخی بازداشتی‌ها در کهریزک بر اثر ویروس جان باخته‌اند. آقای احمدی‌مقدم افزوده که هیچ یک از بازداشتی‌ها در کهریزک بر اثر ضرب و شتم کشته نشده‌اند. کهریزک نام بازداشتگاهی است که تحت نظارت پلیس اداره می‌شد و محل نگهداری «اراذل و اوباش» بود که در جریان حوادث اخیر برخی از بازداشت‌شدگان حوادث اخیر به آنجا فرستاده شدند.این بازداشتگاه چندی پیش به خاطر نداشتن «استاندارد‌های لازم» به دستور آیت‌الله علی خامنه‌ای تعطیل شد. رادیو زمانه


محسن مخملباف: تجاوز جنسی در زندان‌های ایران موضوعی قطعی است


دوشنبه، ۲۶ مرداد، ۱۳۸۸


محسن مخملباف تجاوز جنسی در زندان‌های ایران را تأیید کرده و می‌گوید، بسیاری از قربانیان تجاوز جنسی با ایشان تماس گرفته و گفته‌اند، در صورتی که امنیت‌شان تأمین شود، حاضر به اقدام هستند. گفت‌وگو با محسن مخملباف.
دویچه‌وله: آقای مخملباف، به نظر شما تجاوز جنسی به زندانی‌ها در زندان‌های جمهوری اسلامی تا چه حد می‌تواند صحت داشته باشد؟ قطعا صحت دارد. دلایل مختلفی وجود دارد. یکی اعلام آقای کروبی که روحانی شناخته‌شده‌ای است و اسنادی است که ایشان در دست دارد و اینکه کسانی که مورد تجاوز جنسی واقع شدند به ایشان مراجعه کرده‌اند. دوم اینکه، ما هم از طریق ایمیل‌هایمان مورد خطاب قرار گرفتیم تا به اینها کمک شود از طریق ایمیل
makhbalbafsazegara@gmail.com به ما هم در مورد تجاوزهای جنسی، دستگیری‌ها و کشته‌هایی که هنوز وضعیتشان معلوم نیست اطلاع داده می‌شود و ما هم این اسناد را با اسم و آدرس به مسئولین جنبش سبز برمی‌گردانیم برای اینک بتوانند در اسنادشان بگذارند. باید اضافه کنم که این مسئله تازه نیست، فقط الان رو شده است. سی سال است که در جمهوری اسلامی چنین اتفاق‌هایی می‌افتد. در دهه‌ی اول به دلیل فضای انقلابی بیشتری که حاکم بود این موضوع کمتر دیده شد. اما رفته رفته با بالاتر رفتن فساد در نظام شدت پیدا کرد. در بعضی موارد جنبه‌ی شرعی و قانونی به آن دادند، مثل تجاوز به دختر باکره‌ای که قرار است روز بعد اعدام شود، فقط برای اینکه دختر اگر باکره باشد به بهشت می‌رود، با این توجیه او را به اصطلاح به عقد و صیغه‌ی اجباری همین بازجوها و شکنجه‌گرها یا مأموران اعدام در می‌آوردند، حتی مبنای شرعی هم برایش درست کردند. خارج از این، حتی یکی از تاکتیک‌های رژیم جمهوری اسلامی است که فرض کنید در مورد زن سعید امامی، اینها نه تنها بازجویی کردند، نه تنها تجاوز کردند که حتی اسنادش را خودشان منتشر کردند، به قصد اینکه بگویند که اگر منافع ما به خطر بیافتد، افراد نزدیک به نظام را هم این‌جوری قربانی می‌کنیم تا بقیه حساب دستشان باشد. منتهی مردم و آدم‌هایی که خود یا نزدیکانشان مورد تجاوز جنسی واقع شدند همیشه می‌توانستند تصور کنند که شاید این مورد، موردی استثنائی بوده است. شاید هر عیب که هست از مسلمانی ماست و شاید یک فرد خاصی این کار را کرده است. ولی رو شدن این موضوع به این شکل گسترده مردم را شوکه کرد، همان‌طوری که در شب انتخابات تقلب گسترده مردم را شوکه کرد. این موضوع قطعی است، اسناد آن هم موجود است. علاوه بر این، دفتر سازمان ملل در تهران اعلام کرده که ۳۰۰ مورد پرونده‌ی شکنجه از کسانی که از سازمان ملل دادخواهی کردند را باز کرده است. باز هم اضافه کنم که هفته‌ی گذشته سازمان ملل تجاوز جنسی را در جهان، حتی در زمان جنگ ممنوع اعلام کرد. این قانون می‌گوید که اگر سربازی در عملیات جنگی طرف مقابل را مورد تجاوز قرار بدهد، نه تنها سرباز مقصر است که فرمانده هم مقصر است. بسیاری از اینها نه تنها در کهریزک،‌ بلکه در بازداشتگاه‌های دیگر هم مورد تجاوز واقع شدند‌. من به طور قاطع می‌گویم که بسیاری حتی تهدید به تجاوز اقوامشان شدند. از جمله آقای ابطحی که بعد از ملاقاتی که با خانواده‌اش داشت مورد تهدید قرار گرفت که اگر اعتراف نکند، به همسر و دخترانش تجاوز می‌شود. اینها از تجاوز به عنوان یک تاکتیک جنگی در مقابل جنبش سبز استفاده می‌کنند تا ترس را حاکم کنند، غافل از اینکه این تجاوز به نفرتی ملی تبدیل شده و همان‌طور که تقلب در روز انتخابات باعث شد جمهوریت نظام زیر سئوال برود، افشای این تجاوزهای جنسی اسلامیت نظام را زیر سئوال برده و آن‌دسته از مردمی هم که ‌نسبت به ماهیت این نظام که زیر پوسته‌ی مذهب‌، یک هسته‌ی فاسدی را دارد آگاهی نداشتند، آنها هم متوجه می‌شوند که وقتی آقای کروبی که یک روحانی است و زمانی مسئول بنیاد شهید و رئيس مجلس بود، انسانی است که در دفترش همیشه به روی کسانی که مورد ظلم واقع شده‌اند باز است و بدون سند حرف نمی‌زند. وقتی این آدم به صورت گسترده این مسئله را اعلام می‌کند و به آقای هاشمی اعلام می‌کند که به آقای خامنه‌ای بگوید که در قطعیت این مسئله هیچ شکی وجود ندارد. آقای مخملباف، این افرادی که می‌گویند در زندان به آنها تجاوز شده به دستگاه قضایی هم شکایت کرده‌اند؟ کدام دستگاه قضایی؟ دستگاه قضایی که کسی جرأت نمی‌کند حتی برود بچه‌ی شهیدش را پس بگیرد و آدم‌ها را سرگردان می‌کند؟ اینها به مسئولان جنبش سبز به ویژه به آقای کروبی مراجعه کردند. بسیاری از آنها اعلام آمادگی کردند که اگر دچار خطر نشوند، باز بیایند و اطلاعاتشان را به صورت علنی اعلام کنند. تعدادی هم آمدند و گفتند، ما جرأت نمی‌کنیم، برای اینکه می‌ترسیم اقوام دیگرمان هم مورد این ظلم واقع شوند. ولی تعداد زیادی برای اینکه در دادگاه‌ها شهادت بدهند، اعلام آمادگی کردند‌. از جمله ایمیل‌هایی که برایمان آمده و ما این ایمیل‌ها را به مسئولین جنبش سبز فرستادیم، آنها هم اعلام آمادگی کردند برای اینکه بگویند چه شده است. علاوه بر این بیمارستان‌هایی که به آنها مراجعه شده، پزشکان و پرستارانی که شاهد این نوع مراجعات بوده‌اند. قضیه‌گسترده‌تر است و شکل انتقامی داشته است. شما تجربه‌ی زندان زمان شاه را دارید. آیا در زندا‌‌ن‌های شاه از تجاوز در حد وسیع علیه زندانی‌ها استفاده می‌شد؟
من چهار سال و نیم در زندان بودم. با اینکه شکنجه‌ی زیادی شدم و گلوله خوردم، ۱۰۰ روز در بیمارستان خوابیدم، چهار بار به دلیل شکنجه عمل جراحی شدم و بعد از ۳۲ تا ۳۳ سال هنوز می‌لنگم و گاهی باید با عصا راه بروم، ولی با اینکه من ۱۷ سالم بود، هیچ موردی از تجاوز جنسی را ندیدم و در مورد من اتفاق نیفتاد. به علاوه من ۷ هزار زندانی سیاسی را در ۴ سال و نیم دوره‌ی زندان شاه دیدم، با آنها زندگی کردم، حتی در یک مورد نشنیدم کسی به من بگوید که به خودش تجاوز شده یا اینکه مشاهده کرده یا شنیده که به یک زندانی تجاوز جنسی صورت گرفته است. غیر از یک مورد، در گزارش‌هایی که خانم اشرف دهقان به من می‌داد و قبل از زندان شنیده بودم، هیچ‌گاه من در زندان به چنین چیزی برنخوردم. آقای کروبی هم همین نکته را می‌گویند که طی ۱۵ سال زندان‌های شاه چنین موردی گزارش نشده و نشان می‌دهد که اساسا در دوره‌ی شاه با اینکه شکنجه‌های وسیعی بوده، به دلیل فضایی که در آن دوره حاکم بوده اینها انگیزه‌ای نداشتند برای اینکه از زندانی سیاسی لذت جنسی ببرند. اگر چنین اتهامی صحت داشته باشد، چه باید کرد تا تجاوز در زندان‌های جمهوری اسلامی ریشه‌کن شود؟ اقدام اول همین افشاگری‌هاست. وقتی اینها می‌خواهند ‌آقای موسوی را دستگیر کنند و مردم باخبر می‌شوند،‌ اینها عقب می‌نشینند. وقتی اینها تجاوز می‌کنند و ملت باخبر می‌شود، بخصوص جامعه‌ی مذهبی و متعصب ایران باخبر می‌شود، اینها ریزش می‌کنند و مجبور می‌شوند عقب‌نشینی کنند. اول، آگاهی‌دادن به مردم و افشا کردن و روشن شدن اسناد است و دوم، حمایت خواستن از مجامع بین‌المللی است. این اتهام که جنبش سبز به خارج وابسته است، ‌برای این است که ما را محکوم کنند تا ۷۰ میلیون ایرانی گروگان‌گرفته شده توسط خامنه‌ای نتوانند از شش میلیارد بشر تقاضای کمک کنند. ما به عنوان ۷۰ میلیون بشر، مورد ظلم و در شرایط جنگی واقع‌شده‌ی ایرانی از تمام بشریت به هر شکل تقاضا می‌کنیم که به داد ما مردم برسند. مگر ممکن است به دختر و پسر در زندان یک کشور تجاوز شود، فقط به صرف اینکه اینها یک رأی داده‌اند. شما چنین چیزی را در تاریخ بشر نشنیده‌اید.
مصاحبه‌گر: فریبا والیات
تحریریه: بهنام باوندپور
دویچه وله

نامه شما رسانه غيرملی و روزنامه‌های كودتاچيان را دستپاچه كرده است/
اينهايی كه مرتكب جرم شده‌اند ايادی حكومت بوده‌اند
سه شنبه، ۲۷ مرداد، ۱۳۸۸

میرحسین موسوی خطاب به مهدی کروبی: نامه شما رسانه غيرملی و روزنامه‌های كودتاچيان را دستپاچه كرده است/ اين همه دستپاچگي از خبرهای وحشتناكی كه ما هنوز اطلاعی از آنها نداريم خبر می دهد/ اينهايی كه مرتكب جرم شده‌اند ايادی حكومت بوده‌اند میرحسین موسوی با نگارش نامه ای خطاب به مهدی کروبی نسبت به اهانت های صورت گرفته به وی در روزهای اخیر به شدت انتقاد کرده و نوشته است: "نامه شما در مورد رفتارهای زشتی كه در برخی بازداشتگاه‌ها با زندانیان صورت گرفته است ،رسانه غیرملی و روزنامه‌های كودتاچیان را دستپاچه كرده است. این همه دستپاچگی خبر از چه چیز می‌دهد؟ خبر از خبرهای وحشتناكی كه ما هنوز اصلاعی از آنها نداریم. خبر از آن كه دروغ چون چركی مسموم روز به روز دامنه خود را گسترش می‌دهد و به بهانه دفاع از «اصل نظام» غافلان را به حمایت از خود فرامی‌خواند و كسی نمی‌گوید كه «اصل نظام» مردمند"
پس از آنکه مهدی کروبی دبیر کل حزب اعتماد ملی و از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری طی نامه ای خطاب به هاشمی رفسنجانی از تجاوز جنسی به برخی دختران و پسران بازداشت شده در جریان حوادث پس از انتخابات در بازداشتگاهها خبر داد ،مورد آماج اهانت از سوی برخی جریانات اصولگرا و ائمه جماعات قرار گرفت.مهندس موسوی با نگارش نامه ای نسبت به این رفتار ها با مهدی کروبی واکنش نشان داده است.
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام (ره) مجلس متن کامل نامه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
برادر گرامی حضرت حجت الاسلام و المسلمین كروبی
با سلام جای تاسف است كه در نظام اسلامی ما متصدیان چندان بی‌طاقت شده‌اند كه حتی تذكر را تاب نمی‌آورند. تذكر از سوی چه كسانی؟ از سوی برادرانشان، از سوی كسانی چون شما كه عمرشان را صرف انقلاب و نظام اسلامی كرده‌اند.
نامه شما در مورد رفتارهای زشتی كه در برخی بازداشتگاه‌ها با زندانیان صورت گرفته است رسانه غیرملی و روزنامه‌های كودتاچیان را دستپاچه كرده است. این همه دستپاچگی خبر از چه چیز می‌دهد؟ خبر از خبرهای وحشتناكی كه ما هنوز اطلاعی از آنها نداریم. خبر از آن كه دروغ چون چركی مسموم روز به روز دامنه خود را گسترش می‌دهد و به بهانه دفاع از «اصل نظام» غافلان را به حمایت از خود فرامی‌خواند و كسی نمی‌گوید كه «اصل نظام» مردمند و حكومت بخش كوچكی از نظام و دولت بخش كوچكی از حكومت و مجموعه افرادی كه این‌گونه رفتارهای غیر انسانی را مرتكب شده‌اند تنها بخش كوچكی از كارگزاران اجرایی كشورند.
از كسانی كه در زندان‌ها مورد تعدی و تجاوز قرار گرفته‌اند می‌خواهند كه چهار شاهد عادل با شرایط ویژه ارائه كنند. آیا آنان برای بازداشتن دست خود از گناه هم چهار شاهد می‌طلبند؟ اینهایی كه مرتكب جرم شده‌اند ایادی حكومت بوده‌اند. آیا حكومت علاقه ندارد بداند دستان او با مردم چه می‌كنند؟
سخن از دلجویی آسیب دیدگان حوادث اخیر گفته می‌شود. به راستی این آسیب‌ها چگونه التیام خواهد یافت وقتی كه منكر اصل وقوعشان می‌شوند و با تهدید و ارعاب ستم‌دیدگان را به سكوت و انصراف از تظلم وادار می‌كنند؟ دلجویی با پول و زور ممكن نیست بلكه با رسیدگی سریع، صریح و دقیق به دادخواهی آنها و خانواده‌هایشان ممكن است.
به راستی وظیفه ایمانی و انسانی یك روحانی انقلابی كه با گزراش‌ها و مراجعات مكرر قربانیان چنین جنایاتی روبرو شده است آیا جز كاری است كه شما انجام داده‌اید؟ انتظار از روحانیت اسلام آن است كه در ابلاغ رسالت‌های الهی كه بر دوش او قرار دارد از خدا بترسد و از زورگویان و دروغ‌زنان و متجاوزان، از تهدیدها و تضییق‌ها و از هیچ چیز دیگری جز خدا نترسد. در این روزگار كدام رسالت الهی سنگین‌تر از آن است كه به صریح‌ترین لهجه اسلام را از فجایعی كه رخ داده است و رخ می‌دهد تبرئه كنیم. این رسالتی است كه انجام آن جز از روحانیت متعهد بر نمی‌آید، و اگر در انجام آن كوتاهی شود نخستین گروهی كه از بابت آن ملامت خواهند شد آنان خواهند بود.
عجبا اگر كسانی به جای پرداختن به این مسئولیت تاریخی به راحتی بر روی آنچه انجام گرفته است چشم بپوشند، به صورتی كه گویی انجام آن اعمال ناشایست بخشی از وظایف نیروهای امنیتی بوده است، و تنها گناه نابخشودنی و سزاوار واكنش آگاه كردن مردم از این فجایع است.
اینجانب به سهم خویش از شجاعت و تعهد شما تشكر می‌كنم و امیدوارم تلاش‌های شما با همصدایی دیگر استوانه‌‌های روحانیت مبارز تقویت شود.
برادر شما – میر حسین موسوی27/5/88
پارلمان نیوز










بر جيب هاي عقب اين شلوارها نام جلاله الله گلدوزي شده است
پیشنوشت: این گزارش رو برای اعتماد ملی نوشته بودم که توقیف مجال نداد. رسانه شمایید،لطفا اطلاع رسانی کنید.



:لینک این مطلب







لینک این مطلب در بالاترین







انگار چيني ها پس از كشتار ترك هاي مسلمان كشور خودشان، تصميم گرفته اند به مقدسات مردم شيعه و مسلمان ايراني هم به موهن ترين شكل ممكن حمله كنند. درهاي گمركات ايران هم در چهار سال گذشته چون اغوش برادري برويشان گشاده بوده است.
تا قبل از اين Made In China به جانمازهاي ايرانيان رسيده بود. حالا كلمه "الله" و عبارت مقدس مسلمانان يعني "بسم الله الرحمن الرحيم" را به زير نشيمن گاه ايرانيان برده اند. و عجب آنكه برخي مدعيان كه پيشتر در اعتراض به عبارت كوكاكولاي برعكس شده كفن پوش به خيابان ها مي ريختند، و در جهت تحريم كوكاكولا و نستله حركت مي كردند، و هم در برابر كشتار مسلمانان چين سكوت كرده اند و هم در برابر اين توهين آشكار.
اين شلوارهاي جين زنانه در فروشگاه هاي افسريه، حوالي خيابان هاي اول و دوم(روزنامه به دليل برخي از مسائل از ذكر نام فروشگاه معذور است) به قيمت 21 هزارتومان در حراجي به فروش مي رسد.
اكثر خريداران هم به نوشتار پشت جيب شلوار توجه نمي كنند و صرفا به خاطر قيمت و دوخت شلوار ان را خريداري مي كنند. فروشنده هم اطلاعات چنداني در خصوص محل خريد شلوارها و ... ارايه نمي دهد. البته برخي از خريداران به دليل عبارت پشت شلوار از خريد آن امتناع مي كنند.
به تصوير اين شلوارهاي جين چيني كه به تازگي به بازار ايران وارد شدند نگاه كنيد، عبارت "بسم الله الرحمن الرحيم" كه "الله" آن دوبار تكرار شده است، روي جيب هاي عقب اين شلوارهاست. يك بسم الله هم برعكس نوشته شده است. يعني قسمت نشيمنگاه آنها. در مكتب اسلام براي كلمه الله حرمت قائل شده اند. به طوري كه حتي ورود به برخي مكانها با گردن آويز الله يا هر نوته اي با اين مزمون مكروه است، براي دست زدن به خط و نوشته ان بايد وضو داشت و... و حالا درست در قسمت نشيمنگاه اين شلوارها اين كلمه گلدوزي شده است.
با توجه به اينكه اين شلوارها تازه به كشور وارد شدند، هنوز تعداد آن مشخص نيست. ولي به دلي آنكه در مارك داخلي شلوارها، عبارت "Made In P.R.C" مخفف عبارت "People Republic of China" به معني جمهوری خلق چین درج شده است، به نظر مي رسد تكذيب مليت اين كالاهاي موهن و تازه وارد براي مسئولان كمي مشكل شود. تا پيش از اين واردات پرتقال اسرائيلي توطعه برخي عناصر نامعلوم اعلام شد، واردات سيب از امريكا در هاله اي از ابهام باقي ماند، اما ديگر مارك داخلي اين شلوارها را نمي توان انكار كرد. مگر اينكه مسئولان مدعي شوند اين شلوارها در داخل توليد شده است، كه منطقا، با توجه به عقبه مذهبي مردم ايران، كمتر توليد كننده اي فرض به تعمد، جرات چنين اهانتي را دارد. يا اينكه بايد گفته شود پك اين شلوارها در بين راه باز شده و داخل‌انها مارك چيني درج شده است(مثل توجيهي كه براي واردات پرتقال اسرائيلي آورده شد) كه اين هم در مورد شلوار زياد منطقي به نظر نمي رسد.




بنتون تحريمي و چيني هاي برادر
مشخص نيست مسئولان گمرك و ناظران به اصناف كجا هستند كه اين شلوارها در بازار عرضه مي شوند.يا يحتمل در برابر برخي كشورها قرار است سياست يك بام و دو هوا پيشه شود. حدود دو سال قبل بود كه فردي در مقاله اي، فرياد وااسلاما سر داد و از حضور فروشگاه سبز رنگ بنتون ايتاليايي مقابل جام جم اظهار تعجب كرد، پس از آن بود كه از سايت اقتصاد پنهان(ستاد مبارزه با قاچاق ارز و كالا به رياست غلامحسين الهام) تا روزنامه هاي حامي دولت فرياد برآوردند كه چه شده بنتون در ايران تاسيس شده و خود لوسيانو بنتون ايتاليايي به ايران آمده و ميهمان شهردار تهران است. البته ميهماني مزبور خيلي زود تكذيب شد و حكايت آن سرمايه گذار رفيق گرمابه آقاي لوسيانو ماجرا رو به طوري خاص به فراموشي سژرد.
اين حكايت از آن جهت اينجا قابل ذكر است كه در غائله مذكور، فروشگاه هاي بنتون در ايران تهديد به تخريب شده بود، چراكه بدون ارايه سندي معتبر، بنتون با لابي هاي صهيونيست ارتباط داشت. البته برخي هم گفته بودند بيلبردها و تبليغات بنتون در شهرهاي اروپايي غير اخلاقي است(البته بر اساس اخلاقي كه در ايران تعريف مي شود) جالب آنكه چين كه راسا و رسما و بدون هيچ پرده پوشي مسلمانان ساكن كشور خود را لت و پار مي كند، و الان هم روي قسمت نشيمنگاه شلوارهاي جين زنانه عبارت مقدس "بسم الله الرحمن الرحيم" آن هم با دو "الله" گلدوزي مي كند، كالاهايش در سلامت كامل، بدون هيچ ممانعتي، در بازارها به فروش مي رسند.
سري به پاساژهاي تهران بزنيد، از ميلاد نور، گلستان، سرخه بازار، بازار صفويه و قائم و... در شمال تهران، تا امامزاده حسن، سلسبيل، هاشمي، 16 متري اميري، بازار دوم، امام حسين، گمرك و... در جنوب شهر. يا نمايندگي هاي بوسيني، هانگ تن، جيوردانو، بالنو، مستر پيچ، تامي و... كه همگي يا چيني هستند يا تحت ليسانس در چين توليد مي شوند به چشم مي خورند. به جنوب شهر هم كه برويد مارك هاي درجه دو و سه چيني فروخته مي شوند. به فهرست گمرك هم كه نگاه كنيد، تنيكه چيني هم به بازار پوشاك ايران رسيده. واردات كفش چيني كه خود قصه مفصلي دارد .... كمر بازار كفش تبريز و تهران را همين كفش هاي چسب و مقوا چيني شكاند.
حداقل دل خريداران نمي سوخت اگر كمر توليد كننده ايراني به بهاي پوشيدن كفش ايتاليايي يا اروپايي كه در دنيا صاحب نام است بشكند!

9 ميليارد دلار واردات از چين در سال 2008
مجیدرضا حریری نائب‌رییس اول اتاق مشترک بازرگانی ایران و چین در این زمینه ميزان و كيفيت واردات كالا از چين به ايران می‌گوید: با افزایش فشار اقتصادی غرب به ایران، نگاه به واردات از شرق از جمله چین شروع شد که در هر سال به طور متوسط بین 30 الی 45 درصد افزایش حجم واردات داشته‌ایم. در سال 2008 مبادلات ایران با چین 29 میلیارد دلار بوده است که از این رقم صادرات ما به چین حدود 22/20 میلیارد دلار اعلام شد که 47 درصد نسبت به سال 2007 رشد داشته و 7/8 میلیارد دلار از چین به ایران کالا صادر شده که 4/10 درصد نسبت به سال گذشته افزایش داشته است.
او تصریح می‌کند: صادرات ایران به چین بیشتر نفت، گاز و محصولات پتروشیمی است که با توجه به گرانی قیمت نفت در سال گذشته، شاهد افزایش رشد صادرات ایران به چین بودیم. البته آنچه به عنوان کالای بی‌کیفیت چینی در بازار ایران به دست مصرف کننده می‌رسد بخشی از کالاهای چینی است واگرنه پروژه راه‌آهن، مترو، سد،نیروگاه بازسازی پالایشگاه و ماشین آلات، صنایعی هستند که همه از چین وارد می‌شوند.
این در حالی است که به عقیده برخی کارشناسان واردات 13 میلیارد دلاری از امارات نیز عمدتاً کالاهای چینی است كه اول به امارات وارد مي شود و بعد از طريق امارات به كشور وارد مي شوند. با اين شيوه بر اساس اعلام گمرك در واقع كشور صادركننده امارات به شمار مي رود، اما جنس كالا و كشور سازنده ان در واقع چين است. با اين حساب شریک اول تجاری ایران چین است. همچنين زماني كه گمرك مبدا يك كالا را يكي از مناطق آزاد كشور اعلام مي كند، بديهي است كه ان منطقه آزاد توليد كننده نيست و صرفا كالايي از آن منطقه به كشور وارد شده است.
اگر اين موارد هم لحاظ شود، واردات ايران از چين بسيار بيشتر از اين ارقام خواهد بود. چين به ايران كالا صادر مي كند و در مقابل ايران به چين نفت صادر مي كند، همان نفت هم اين روزها كمتر صادر مي شود





سپاهی که پاسدار جنایت شد


نوشابه امیری
nooshabehamiri(at)yahoo.com
خواننده ای تیتر مقاله بعدی ام را چنین پیشنهاد کرده است: "از یدالله تا هاله."عنوان خوبی برای نوشتن از هاله سحابی و یدالله سحابی؛ کسانی که نام شان بامهر وطن و آرزوی سربلندی آن گره خورده است.در ذهن خویش با این موضوع کلنجار می روم که سرعت حوادث، تیتر دیگری پیش رویم می گذارد: سپاهی که پاسدار جنایت شد. سپاهی که یک سردار ش حکم تجاوز به فرزندان این مملکت را صادر می کند و دیگر سردارش، در جایی که قرارست خانه ملت باشد، این تجاوز را "کذب محض" می خواند.سپاه پاسداران.
بارها شنیده و خوانده ایم که سپاه پاسداران برای پاسداری از آرمان های انقلاب اسلامی و دفاع از آن در برابر دشمنان شکل گرفت.آیآ چنین است؟ بعد از 30 سال، این سپاه و فرزند بلافصل آن، بسیج، در کجا ایستاده اند؟ همان جا که سردار داود کریمی، سردار همت، سردار باکری، سردار جهان آرا و شهید حسین فهمیده ایستاده بودند؟ این سپاه از آرمان های انقلاب دفاع می کند و در برابر دشمنان آن ایستاده؟ این سپاه حافظ منافع ایران است؟ این سپاه، تکیه گاه مردم ایران در برابر تهاجم بیگانه است؟ ...
یافتن پاسخ، دشوار نیست، آن هم درست در روزی که سه زندانی اوین را[از بند های تحت اختیار سپاه] به جرم آنکه جای زخم های خویش، به نمایندگان مجلس نشان داده اند، به جایی برده اند که قرارست به جای باز پس دهی رای، "حامله" شان کنند! درست در روزی که یک زن خبرنگار جوان را که اتفاقا همیشه الگوی حجاب برتر ـ چادر ـ بوده، سه بار به زیر طناب داربرده و نیمه جان باز گردانده اند. و درست در روزی که دادگاه نمایشی آقایان، با کیفرخواست بوزینه هایی روی صحنه رفته که سیلی نخورده، حامله شده اند وبه "کمپ" آقایان پیوسته اند.
یافتن پاسخ، دشوار نیست؛ آن هم درست در روزی که ماموران سپاه[ در مراکز تحت امر سردار احمدی و سردار رادان]دست در دست برادران عرب شان، بالا و پایین بچه های ما راـ نه یک بار و دوبار که 20 بار در یک هفته ـ یکی کرده اند.درست در روزهایی که برادری پاسدار، برای هزارمین بار از زن روزنامه نگاری پرسیده است:با ابطحی و میردامادی چه رابطه ای داشتی؟ و با لحنی مشمئز کننده افزوده: از عقب یا جلو!
چه باید گفت که ماهیت این سپاه روشن شود؟ به من نگویید که نیروهای صادق هم در این سپاه هستند! کجایند اینها که صدایشان را نمی شنویم؟ ما یادمان نرفته همافران ارتشی راکه در حضور آقای خمینی، به خبردار ایستادند و عکس هاشان، ضربه مهلکی به پیکر حکومت پیشین زد.ما هنوز آن اندازه پیرنشده ایم که چهره نظامیانی را که از پادگان ها می گریختند و به مردم می پیوستند فراموش کرده باشیم.کجایند نیروهای صادق سپاه و بسیج؟ تعدادی را گرفته و دربند کرده اند؛ بقیه این جمع میلیونی کجا هستند؟ از پس چشمی سلول ها، پاره شدن مقعد و دهانه رحم فرزندان ما را می نگرند؟ نکند لب می گزند برادران؟ نکند روی بر می گردانند توبه کنان و استغفرالله می گویند و دیگر هیچ!
نه آقایان!سپاهیان! بسیجیان! جنایات امروز سپاه به پای همه شما نوشته می شود؛ همه شما که ما صدایتان را نشنیده ایم.خانم مرکل، رهبر آلمان، روزی به صراحت گفت:ما تا روزی که از ایران صدای دیگری نشنویم، راهی جز گوش سپردن به آقای احمدی نژاد، به عنوان منتخب آن کشور نداریم. هم حق با او بود هم نبود. پچ پچ در خانه و سر سپردن به ستم در آشکار، به جایی نمی رسد. امروز اما خانم مرکل، صدای مردم مارا شنیده ست؛ صدای شما کی بر می خیزد که در خفا می گویید سپاه با این کارها مخالف است؟
باید سرتان را ازاین شرم بر خاک بگذارید و بمیرید که امروز سپاهی و مزدور عرب در زندان های تحت امر سرداران سپاه، با فرزندان میهن ما همان می کنند که روزی ارتشیان بعثی در خطه خوزستان. آن روز زنان ما می گریختند تا اسیر سرباز بعثی نشوند، که اگر می شدند، سرو کارشان با اعضای گروهانی بود مدت ها زن ندیده. امروز پسران و دختران ما، سرو کارشان با سپاهیان انقلاب و بسیجیان و مزدوران عربی ست که آنان را لخت می کنند، روی هم می اندازند و می گویند به مادران تان فحش دهید. بعد هم یکی یکی آنان را می برندو نه یک بار و دو بار و سه بار که 20 بار مورد تجاوز قرار می دهند و چرک تن شان می ماند روی تن نازک فرزندان ما که نمی دانند با این عفونت چه کنند.
بله؛ این سپاه و فرزند بلافصلش، امروز پاسدار جنایت است؛ برای بودن در قدرت و به توبره کشیدن خاک ایران، هم با مزدور عرب و هم روس ودکا خور، متحدست.این سپاه، لکه ننگ است و هر که سپاهی ست و جزاین می اندیشد، اگر هنوز در سپاه هست و صدایش در نیامده، شریک این جرم ست و رفیق این قافله.
امروز جرم هر سپاهی و هر بسیجی، درست همپای جرم آقای خامنه ای، فرمانده کل قواست که می داند با فرزندان ما در زندان ها چه می کنند، اماقدرت و قدرت خواهی چشم و گوشش را چنان بسته که صدایش در نمی آید جز در دفاع از متجاوز.

این چنین است که از یدالله تا هاله را نمی نویسم؛ اگر چه قلبم با آنها می زند و نام شان، ایرانی پاک، مهربان و شرافتمند را به یادم می آورد.اما چه کنیم که اندازه جنایت در میهن مان چنان بالا گرفته که تنها راه گفتن از هاله ها و یدالله ها، افشا کردن احمدی نژاد ها، محصولی ها، لاریجانی ها، احمدی مقدم ها و رادان هاست. ما فرصت تجلیل از یدالله و هاله را خواهیم داشت؛ آن روز می رسد اما پیش از آن، تا می توانیم باید از سپاه و سپاهیانی بگوییم که با دهان های باز و زیپ های باز، به هتک حرمت مردمان میهن ما برخاسته اند. سپاه و سپاهیانی که به قصد دفاع از میهن ما به میدان آمدند و دست در دست دشمنان، به پاره کردن پرده بکارت دختران ما در زندان ها رسیدند. سپاه پاسدار جنایت. هر که از این سپاه نیست، حتما راهی می یابد برای آنکه صدایش را بشنویم؛ اگر فرزندان ما کشته می شوند و باز می ایستند، سپاه پاسدار انقلاب و ایران نیز، حتما راهیش هست.

måndag 17 augusti 2009



سایت «جرس» متن نامه‌ای را از سوی یکی از پزشکان بنام ایرانی خطاب به رهبر جمهوری اسلامی منتشر کرده که مطالب مطرح شده در آن بسیار خواندنی است. به نوشته سایت جرس، نویسنده در آغاز نامه تاکید کرده است که این نامه را «در پاسخ به نامه شماره 78188/8 مورخ 10 اردیبهشت 1388 جنابعالی که توسط معاون اول سفارت جمهوری اسلامی جناب آقای اسلامیان به اینجانب تحویل شد» می‌نویسد و کپی نامه مقام رهبری را نیز برای "جرس" ارسال کرده است. دکتر پیام فاضل از پزشکان بدون مرز و عموزاده دکتر ایرج فاضل وزیر سابق بهداشت است. تاکنون چندین کتاب به قلم این پزشک ایرانی منتشر شده است. و اما متن نامه دکتر پیام فاضل:
جناب آقای خامنه ای؛ رهبر محترم جمهوری اسلامی ایران
این نامه را در پاسخ نامه شماره 78188/8 مورخ 10 اردیبهشت 1388 جنابعالی که توسط معاون اول سفارت جمهوری اسلامی جناب آقای اسلامیان به اینجانب تحویل شد می نویسم. (پیوست) از نامه شما متشکرم و از آن که با وجود مسئولیت های خطیرتان به پاسخ به نامه من مبادرت ورزیدید خشنود شدم.
من یک فرزند این انقلاب هستم. شما مرا از کودکی بخوبی می شناسید. با وجود این که این روزها برچسب های بیگانه، منافق، مخملی و غیر ذلک را به آسانی و ارزانی به افراد می زنند من با دلایل محکم یادآوری می کنم که هنوز فرزند این انقلاب و ایران عزیز هستم. برچسب منافق زیبنده ی فرزندی چون من نیست از آنجا که چندین بار بعنوان یک شهروند ایرانی و جهانی و یک نویسنده ی زمینه ی روانپزشکی اجتماعی و تربیت استراتژیک، برای محکومیت فعالیت های تروریستی سازمان مجاهدین خلق به سران کشورهای اروپا و آمریکا و سازمان ملل شکایت کردم و افتخار آن را دارم که یکی از عوامل موثر در ثبت اسم این سازمان جنایت پشه در لیست سازمان های تروریستی دنیا بوده ام.
برچسب سفاهت که به افراد پیشینه داری مثل آقای منتظری عنایت شده نیز بر من روا نیست که اولین پزشک بدون مرز ایرانی و نویسنده 24 اثر علمی فرهنگی بین المللی هستم و چند نمونه از کتب بنده نیز حضورتان تقدیم شده است. برچسب انگلیسی هم شایسته ی من نیست چون علی رغم آنکه چندین سال است که واجد شرایط دریافت تبعیت انگلستان هستم و علی رغم مواجه بودن با مشکلات فراوان برای ویزا و سفرهای بین المللی برخلاف توصیه مسئول کنسولی کنونی سفارتخانه آقای فقیه، از گرفتن پاسپورت انگلیسی اکراه داشته و تنها و تنها با افتخار، تابعیت ایران عزیز را دارم. داشتن پاسپورت رژیمی که تنها چند دهه پیش بزرگانی چون ماندلا و گاندی را آزار می کرد مایه مباهات من نخواهد بود.
تمامی دنیا و خدای من شاهدند که در 31 کشور دنیا مایه ی افتخار و سرافرازی کشور عزیزم ایران بوده ام. ممکن است بپرسید پس چرا در ایران مشغول به خدمت نیستم. پاسخ آن که در زمانی که فرزندان ناخلف، بی ریشه و بی خردی چون احمدی نژاد بر مسند قدرتند، فرزندان خلفی چون من به هجرت سر می کنند. بیاد دارید که وقتی مجروح بودید با پدرم برای قالب گیری دندان شما به بیمارستان قلب آمدیم؟
به خاطر دارید که پدرم مرا بعلت نبوسیدن دست شما شماتت کرد و من صادقانه در حالی که کودکی 13 ساله بودم قد برافراشته گفتم: من به جز خدای عظیم به هیچ کس تعظیم نمی کنم! شما پدرم را نصیحت کرده و گفتید این پسر پیرو رسول خداست، آزارش ندهید.
سال 1997 با پزشکان بدون مرز به کره شمالی رفتم و اولین فرد خارجی بودم که از تعظیم در مقابل مجسمه ی آسمان خراش کفر و شرک "کیم ایل سانگ" ابراهیم گونه خودداری کردم. این حرکت در رسانه های بین المللی ثبت و مایه افتخار ایران شد. روزنامه ها و تلویزیون های غربی این فرزند رشید ایران را با این عنوان معرفی کردند: دکتر پیام فاضل، پزشک بدون مرز ایرانی: به جز خدای عظیم بر هیچکس تعظیم نخواهم کرد. مسئولین کره شمالی با خشم بسیار تصاویر سفرای جمهوری اسلامی و کشورهای عربی را در حال تعظیم به مجسمه به من ارائه کردند و من مجدداً از این عمل شرک آمیز سرباز زدم.
آقای خامنه ای، برچسب دشمن و بیگانه هم بر من سزاوار نیست که از محرمترین خانواده ی اطباء انقلاب می آیم. پدرم دکتر هوشنگ فاضل سرپرست سابق وزارت بهداشت و دندان پزشک معتمد شماست که دندان های مصنوعی که هم اکنون طعام شما را می جود، دسترنج ایشان است که همیشه به رایگان تقدیمتان کرده اند. عموزاده ی دکتر ایرج فاضل وزیر سابق بهداشت، علوم و مشاور پزشکی شما هستم، جراحی که جان شما را از مرگ حتمی پس از سوء قصد شوم دشمنانتان نجات داد و اکنون از آنچه می گذرد به فریاد آمده است.
آری، من خودی تر از خودی ها هستم بهمین سبب بود که چند نسخه از آخرین کتاب هایم را در فروردین ماه 1388 با نامه ای به یاد مهربانی هایی که از شما و دوران کودکی بیاد داشتم برای شما فرستادم. نامه ی من و کتاب ها در دفتر شما موجود است.
کتاب هایم را در پاره ای از سجاده ی سبز دوران کودکی پیچیده و به هدیه به شما، رئیس جمهور پیشین آقای احمدی نژاد، وزارت علوم و وزارت بهداشت فرستادم.سجاده ای که به اشک نمازشب کودک 12 ساله ای که شیون "العفو" شبانه اش خانواده اش را بی قرار می کرد، آراسته است. آن موقع نه "مخملی" در کار بود، نه "سبز" جرم بحساب می آمد.
جالب اینکه پاره ای از این سجاده ی سبز با چندین کتاب و دستاورد فرهنگی ام را به هدیه، چند روز قبل از انتخابات با پست سفارشی برای آقای مهندس موسوی نیز ارسال کردم. بسته های شما و وزارتخانه ها رسید اما کتاب های آقای مهندس موسوی، و قطعه سجاده ی اشک آراسته ی من ضبط شد و اکنون پس از گذشت حدود 60 روز بدست ایشان نرسیده است. چگونه می توان باور کرد که انتخابات بدون خدشه بوده، وقتی حتی کتب علمی و پاره ای از سجاده ی اشک آلود کودکان این انقلاب به اسارت می رود؟! لطفاً بگویید پاره سجاده و کتب اسیر مرا به ایشان بدهند.
معلمین من محمد رضا حکیمی نویسنده برجسته ی جهان شیعه، شیخ محمود تحریری عزیز و محبوب امام و آیت الله دریاباری بوده اند. دکتر ولایتی مشاور وفادار شما نیز در دوران جوانی با من کتابی نوشتند. البته ایشان سریع می خواندند و بنده قلم می زدم! من منافق، بیگانه، نامحرم و دشمن نیستم و این نامه را از آنجا می نگارم که شما را هنوز دوست و پدر پیر خود می دانم. پدری که به آتش بسیار نزدیک شده است. از آنجا که همیشه فقط با فعالیتهای صلح آمیز در اقصی نقاط دنیا در خدمت محرومین زمین بوده ام و بعنوان یک طبیب به آیه ی مبارکه ی "ومن احیاها فاحیا الناس جمیعاً" پرداخته ام، امروز این نامه را بهمین سبب می نویسم.
آقای خامنه ایشما را از قسمت اول این آیه ی شریفه می ترسانم: "من قتل نفساً بغیر نفس اوفساداً فی الارض فکانما قتل الناس جمیعاً"شما نیاز به ترجمه ندارید. اما این آیه را بعنوان یک یادآوری تاریخی می نویسم و می پرسم اخیراً چند نفس بغیر نفس به قتل رسیده اند و بهمین سبب می پرسم چند بار جمیع مردم دنیا به مصداق این آیه مبارکه قتل عام شده اند؟
از شما می پرسم: مسئول قتل عام مکرر جمیع مردم دنیا کیست؟ آیا ولی فقیه مستقیماً مسئول هر آنچه در حیطه ی ولایت او می گذرد نمی باشد؟ مطمئناً این آیات محکم را مهمل نمی انگارید که آیه شریفه ی دیگر می گوید: "الذین اذا ذکر الله و جلت قلوبهم..."
آقای خامنه ای به پیوست متن استراتژی پایه جنبش مردمی ایران را نیز تقدیم می کنم. این متن برای حفظ نظام نه براندازی آن نگاشته شده است و توسط اینجانب- یک فرزند شما و این انقلاب طراحی شده و هزاران نسخه آن بطور گسترده برای مشورت عموم، مسئولین، خواص، نمایندگان، خبرگان و مراجع دینی منتشر و توزیع شده است.من به پنهان کاری معتقد نیستم و شما نیز بیگانه نیستید. لذا یک نسخه ی این متن را برای شما ارسال می کنم.حساب آقای احمدی نژاد با شما سواست. ایشان مرد جسوری هستند که امروز به خدا و روح القدس (هاله ی نور!) مردم و مراجع اهانت کرده و فردا به روی شما پنجه خواهند کشید. ایشان و آن داستان کذایی "هاله نور" مصداق "الشقی شقی فی بطن امه" می باشند.اما شما مرد مهربانی بودید. چه شد اینگونه گرفتار مسئولیت خون جوانان بیگناه شدید؟ هیهات. به خدای بزرگی پناه می برم که هرگز شهامت آن که نزدیک مسئولیت خون بیگناهی باشم را به من نداد.نویدی هم دارم و آن آیه ی "لاتقنطوا من رحمه الله..." است. اگر به بخشش و سخاوت مردم امید ندارید، خواهشمندم از بخشش و مغفرت خداوند مهربان مایوس نباشید که یاس از رحمت خدا کفر است و خدای بزرگ بس بخشنده و مهربان می باشد.پناه بر خدا، نه من موسی هستم، نه شما خدای ناکرده فرعون.فرزندی هستم که با پدر پیر دوران کودکی درددل می گوید. شما را به طاغوت بودن متهم نمی کنم، اما از آن روزی که فراری از آن نیست، از پیچیدن ساق به ساق، از "الذی فکر و قدر" و "ابی واستکبر" و "کبر و تولی" می ترسانم. به پاره سجاده ی سبزم که معطر به اشک دعاهای شبانه است پناه برید، به تصویر روی کتابم و لبخند معصومی که حاکی از دلسوزی و طبابت برای مستضعفین اقصی نقاط دنیا می باشد بنگرید. در آینه به چهره خود نگاهی بیاندازید.
من بیگانه نیستم. فرزندی هستم که در حیاط خانه شما بازی می کرد. خانواده ی ما از رگ گردن به شما نزدیکتر بود. به آیه ی نور اقتدا کنید و تا دیرتر نشده از سمت خود و مقام خطیر ولایت کناری جسته و امیدوار رحمت خداوند رحیم باشید. بزودی عازم ایران هستم و بامید خدا درخواست خود را حضوراً تکرار خواهم کرد.
به پیوست یک نسخه از آخرین کتابم به عنوان "رهایی از گناه" حضورتان ارسال می نمایم.
با امید سعادت، رستگاری انابت و مغفرت الهی22
مرداد 1388